چرا همیشه افراد نامناسب را برای رابطه عاطفی انتخاب می‌کنم؟ بررسی تله رهاشدگی

لیست مطالب

آیا در رابطه عاطفی خود بارها با افرادی روبه‌رو شده‌اید که در نهایت باعث ناراحتی، ناامنی یا سردرگمی شما شده‌اند؟ آیا احساس می‌کنید با وجود تجربه‌های ناخوشایند گذشته، باز هم جذب افرادی می‌شوید که از نظر عاطفی در دسترس نیستند یا نمی‌توانند یک رابطه پایدار و امن ایجاد کنند؟ اگر چنین الگویی در زندگی عاطفی شما تکرار می‌شود، ممکن است بخشی از پاسخ را بتوان در تله رهاشدگی یا همان طرحواره رهاشدگی پیدا کرد.

تله رهاشدگی یکی از طرحواره‌های ناسازگار اولیه است که می‌تواند بر نحوه شکل‌گیری و تجربه روابط عاطفی تأثیر بگذارد. فردی که این طرحواره در او فعال است، ممکن است در عمق وجود خود ترس از ترک شدن، از دست دادن فرد مورد علاقه یا تنها ماندن داشته باشد. همین ترس می‌تواند بر انتخاب شریک عاطفی، نحوه رفتار در رابطه و واکنش به فاصله یا سردی طرف مقابل اثر بگذارد.

گاهی فرد به دلیل همین الگوهای ناخودآگاه، جذب رابطه‌هایی می‌شود که در آنها بی‌ثباتی، فاصله عاطفی یا نگرانی از جدایی وجود دارد. در نتیجه، ممکن است این سؤال برای او ایجاد شود که: «چرا همیشه افراد نامناسب را برای رابطه عاطفی انتخاب می‌کنم؟»

در این مقاله بررسی می‌کنیم تله رهاشدگی چیست، چگونه شکل می‌گیرد، چه ارتباطی با انتخاب شریک عاطفی دارد و چرا ممکن است فرد بارها وارد روابط مشابه و حتی ناسالم شود. همچنین نشانه‌های تله رهاشدگی و راه‌های کمک به تغییر این الگو را بررسی خواهیم کرد.

گاهی بعد از پایان یک رابطه، وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که داستان زندگی عاطفی‌مان بارها شبیه یکدیگر تکرار شده است. شاید یک بار با فردی وارد رابطه شده‌ایم که از نظر عاطفی در دسترس نبوده، بار دیگر جذب فردی شده‌ایم که تعهد روشنی نداشته و در رابطه‌ای دیگر با کسی روبه‌رو شده‌ایم که مدام ما را تهدید به ترک‌کردن کرده است.

برای مشاهده متخصصان و دریافت مشاوره کلیک کنید

در چنین شرایطی ممکن است این سؤال به ذهن برسد:

«چرا من همیشه افراد نامناسب را انتخاب می‌کنم؟»

آیا واقعاً مشکل از انتخاب‌های ماست؟ آیا ناخودآگاه به سمت افرادی می‌رویم که قرار است دوباره ما را آسیب‌پذیر کنند؟ یا اینکه تجربه‌های گذشته باعث شده‌اند نوع خاصی از رابطه برایمان آشنا و حتی جذاب به نظر برسد؟

یکی از مفاهیمی که در طرحواره‌درمانی برای توضیح بخشی از این چرخه مورد توجه قرار می‌گیرد، طرحواره رهاشدگی یا بی‌ثباتی (Abandonment/Instability Schema) است.

برای مشاهده متخصصان و دریافت مشاوره کلیک کنید

طرحواره‌ها الگوهای عمیق و نسبتاً پایدار فکری و هیجانی هستند که از تجربه‌های اولیه زندگی شکل می‌گیرند و بر نحوه برداشت ما از خود، دیگران و روابط تأثیر می‌گذارند.

در طرحواره رهاشدگی، فرد در سطح عمیق ممکن است این باور را داشته باشد که:

  • آدم‌هایی که دوستشان دارم بالاخره مرا ترک می‌کنند.
  • هیچ رابطه‌ای برای همیشه امن نیست.
  • کسی که دوستش دارم ممکن است ناگهان از من فاصله بگیرد.
  • ممکن است شریک عاطفی‌ام فرد دیگری را ترجیح دهد.
  • اگر کسی کمی سرد شود، احتمالاً دیگر مرا نمی‌خواهد.
  • برای حفظ رابطه باید دائماً مراقب رفتار طرف مقابل باشم.

این باورها الزاماً آگاهانه نیستند. ممکن است فرد از نظر منطقی بداند که شریک عاطفی‌اش قصد ترک او را ندارد، اما از نظر هیجانی همچنان احساس ناامنی کند.

طرحواره رهاشدگی معمولاً با تجربه‌هایی در سال‌های اولیه زندگی ارتباط دارد؛ برای مثال، از دست دادن یکی از والدین، جدایی والدین، بی‌ثباتی در مراقبت، حضور و غیاب غیرقابل پیش‌بینی والدین یا تجربه روابطی که در آن کودک احساس امنیت عاطفی کافی نداشته است.

البته لازم نیست فرد حتماً یک تجربه بسیار شدید یا آشکار از رهاشدگی داشته باشد.

گاهی والدین از نظر جسمی در کنار کودک حضور دارند، اما از نظر عاطفی در دسترس نیستند. کودک ممکن است بارها تجربه کند که زمانی محبت دریافت می‌کند و زمانی دیگر با سردی، بی‌توجهی یا فاصله مواجه می‌شود.

در چنین شرایطی ممکن است ذهن کودک به این نتیجه برسد که:

«عشق قابل پیش‌بینی نیست.»

این برداشت می‌تواند بعدها وارد روابط عاطفی بزرگسالی شود.

یکی از نکات مهم درباره طرحواره‌ها این است که انسان همیشه به دنبال چیزی نیست که برایش سالم‌تر است؛ گاهی به سمت چیزی کشیده می‌شود که برایش آشناتر است.

برای فردی که از کودکی با بی‌ثباتی عاطفی مواجه بوده، یک رابطه کاملاً امن ممکن است در ابتدا حتی ناآشنا یا کم‌هیجان به نظر برسد.

در مقابل، فردی که گاهی بسیار صمیمی و گاهی سرد است، ممکن است احساسات شدیدی ایجاد کند.

برای مثال:

«امروز خیلی دوستم دارد.»

«چرا فردا جواب پیامم را نمی‌دهد؟»

«شاید دیگر مرا نمی‌خواهد.»

«بالاخره دوباره برگشت.»

این رفت‌وبرگشت عاطفی می‌تواند اضطراب، انتظار و هیجان زیادی ایجاد کند و فرد آن را با «عشق شدید» اشتباه بگیرد.

فرض کنید فردی در درون خود ترس عمیقی از ترک‌شدن دارد.

او وارد رابطه می‌شود و در ابتدا احساس آرامش می‌کند. اما وقتی شریک عاطفی کمی مشغول می‌شود یا فاصله کوتاهی ایجاد می‌کند، ترس قدیمی فعال می‌شود.

ذهن می‌گوید:

«نکند دارد مرا ترک می‌کند؟»

بعد رفتارهایی مانند پیام‌های مکرر، پرسش‌های مداوم، حساسیت نسبت به رفتار طرف مقابل، مقایسه خود با دیگران یا نیاز شدید به اطمینان گرفتن ممکن است افزایش پیدا کند.

این رفتارها ممکن است طرف مقابل را تحت فشار قرار دهد و باعث فاصله بیشتر شود.

فاصله بیشتر، ترس از رهاشدگی را افزایش می‌دهد و فرد بیشتر تلاش می‌کند رابطه را حفظ کند.

به این ترتیب چرخه‌ای شکل می‌گیرد:

این چرخه ممکن است بارها تکرار شود.

خیر.

طرحواره رهاشدگی و دلبستگی اضطرابی مفاهیم یکسانی نیستند، اگرچه می‌توانند با یکدیگر ارتباط داشته باشند.

دلبستگی یکی از چارچوب‌های مهم برای فهم روابط عاطفی است و سبک‌های دلبستگی ناایمن، از جمله دلبستگی اضطرابی، می‌توانند با نگرانی درباره طرد و رهاشدن همراه باشند.

پژوهش انجام‌شده روی ۱۱۴ زوج ایرانی نیز نشان داده است که سبک‌های دلبستگی ناایمن با رضایت زناشویی پایین‌تر ارتباط دارند، در حالی که دلبستگی ایمن در کنار سازوکارهای دفاعی پخته‌تر با رضایت بیشتر همراه بوده است.

بنابراین بهتر است به جای برچسب‌زدن به خود، به الگوی کلی روابط توجه کنیم.

نشانه‌هایی که ممکن است نشان دهند تله رهاشدگی در رابطه شما فعال شده است

داشتن یکی از این نشانه‌ها به معنای وجود قطعی طرحواره رهاشدگی نیست، اما اگر چند مورد به شکل مداوم تکرار شوند، ارزش بررسی دارند:

حتی یک اختلاف کوچک می‌تواند احساس کنید رابطه در آستانه پایان است.

مثلاً دیر جواب دادن یک پیام را نشانه بی‌علاقگی یا خیانت بدانید.

ممکن است بدانید رابطه برای شما مناسب نیست، اما پایان دادن به آن برایتان بسیار دشوار باشد.

ممکن است بارها به افرادی علاقه‌مند شوید که از نظر عاطفی در دسترس نیستند، تعهد مشخصی ندارند یا رفتارشان دائماً تغییر می‌کند.

ممکن است مرتب بپرسید:

«هنوز دوستم داری؟»

«مطمئنی می‌خواهی با من بمانی؟»

«چیزی بین ما تغییر نکرده؟»

حتی فاصله طبیعی و سالم در رابطه ممکن است برایتان مانند نشانه طردشدن تجربه شود.

آیا انتخاب افراد نامناسب تقصیر ماست؟

خیر.

اما مسئولیت شناخت الگوها و تغییر آنها با خود ماست.

این تفاوت بسیار مهم است.

تجربه‌های گذشته ممکن است در شکل‌گیری طرحواره‌ها نقش داشته باشند، اما به این معنا نیست که فرد محکوم است تمام عمر همان روابط را تکرار کند.

طرحواره‌ها قابل تغییرند و روان‌درمانی می‌تواند به فرد کمک کند باورهای عمیق خود، واکنش‌های هیجانی و الگوهای رفتاری تکرارشونده را بهتر بشناسد.

برای مشاهده متخصصان و دریافت مشاوره کلیک کنید

نقش طرحواره‌های دیگر در انتخاب شریک عاطفی

گاهی آنچه ما «تله رهاشدگی» می‌نامیم، در واقع با چند طرحواره دیگر ترکیب شده است.

برای مثال:

محرومیت هیجانی:
فرد انتظار دارد نیازهای عاطفی‌اش به اندازه کافی دیده و برآورده نشوند.

بی‌اعتمادی/بدرفتاری:
فرد انتظار دارد دیگران در نهایت به او آسیب بزنند یا از اعتماد او سوءاستفاده کنند.

نقص/شرم:
فرد ممکن است در عمق وجود خود احساس کند آن‌قدر ارزشمند نیست که کسی واقعاً او را انتخاب کند.

ایثار:
فرد نیازهای خودش را مرتباً کنار می‌گذارد تا رابطه حفظ شود.

ترکیب این طرحواره‌ها می‌تواند روابط پیچیده‌ای ایجاد کند.

پژوهش‌های مربوط به روابط عاطفی نیز نشان داده‌اند که طرحواره‌های ناسازگار اولیه می‌توانند با رضایت از رابطه ارتباط داشته باشند. در مطالعه‌ای روی ۴۷ زوج، طرحواره محرومیت هیجانی با رضایت کمتر هر دو طرف و طرحواره رهاشدگی در زنان با کاهش رضایت خود فرد و شریک او ارتباط داشت.

برای تغییر این الگو از کجا شروع کنیم؟

اولین قدم، شناخت چرخه تکرارشونده است.

به جای اینکه فقط بگوییم:

«من همیشه آدم اشتباه را انتخاب می‌کنم»،

بهتر است بپرسیم:

  • چه ویژگی‌هایی در شریک‌های قبلی من مشترک بوده است؟
  • چه زمانی در رابطه احساس ناامنی می‌کنم؟
  • وقتی طرف مقابل فاصله می‌گیرد، چه فکری از ذهنم عبور می‌کند؟
  • آیا رابطه سالم برای من آرامش‌بخش است یا کسل‌کننده؟
  • آیا برای حفظ رابطه بیش از حد از نیازهای خودم می‌گذرم؟
  • آیا از ترس تنهایی، رفتارهایی را تحمل می‌کنم که با ارزش‌های من سازگار نیست؟

پاسخ دادن صادقانه به این پرسش‌ها می‌تواند الگوی پنهان روابط را آشکارتر کند.

آیا می‌توان تله رهاشدگی را درمان کرد؟

بله. طرحواره‌درمانی یکی از رویکردهایی است که به شکل مستقیم با طرحواره‌های ناسازگار اولیه کار می‌کند.

در این رویکرد، هدف فقط این نیست که فرد به خودش بگوید:

«دیگر نباید بترسم.»

بلکه تلاش می‌شود ریشه‌های این ترس، نیازهای هیجانی برآورده‌نشده، شیوه‌های مقابله‌ای و باورهای عمیق فرد بررسی شود.

در کنار آن، کار روی دلبستگی، تنظیم هیجان، مرزبندی، عزت‌نفس و مهارت‌های ارتباطی نیز می‌تواند اهمیت داشته باشد.

برای مثال، فرد ممکن است به‌تدریج یاد بگیرد میان این دو جمله تفاوت بگذارد:

«او چند ساعت جواب پیامم را نداده، پس مرا ترک خواهد کرد.»

و:

«او چند ساعت پاسخ نداده است؛ من هنوز اطلاعات کافی برای نتیجه‌گیری درباره رابطه ندارم.»

همین فاصله کوچک میان «واقعیت» و «تفسیر ذهن» می‌تواند نقطه شروع تغییر باشد.

اگر در روابط عاطفی خود با ترس از ترک‌شدن، وابستگی شدید، انتخاب‌های تکراری یا رابطه‌های فرساینده مواجه هستید، می‌توانید برای بررسی دقیق‌تر این الگو و دریافت کمک تخصصی، از متخصصان منزل آرام نوبت مشاوره بگیرید.

هدف از درمان این نیست که فرد به دنبال «شریک کاملاً بی‌نقص» بگردد.

هیچ انسانی کامل نیست.

هدف این است که بتوانیم میان نقص‌های طبیعی یک رابطه و الگوهای آسیب‌زای تکرارشونده تفاوت بگذاریم.

شریک سالم لزوماً کسی نیست که هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کند؛ بلکه کسی است که در رابطه ظرفیت گفت‌وگو، مسئولیت‌پذیری، احترام، ثبات و ترمیم رابطه را دارد.

از سوی دیگر، صرفاً احساس کشش شدید نیز نمی‌تواند معیار مناسبی برای انتخاب شریک باشد.

گاهی آنچه بسیار آشناست، لزوماً سالم نیست.

اگر روابط عاطفی شما بارها الگوی مشابهی داشته‌اند، اگر جدایی برایتان تحمل‌ناپذیر است، اگر در رابطه دائماً نگران ترک‌شدن هستید، یا اگر با وجود آگاهی از ناسالم بودن یک رابطه نمی‌توانید از آن فاصله بگیرید، گفت‌وگو با روان‌شناس می‌تواند به شناخت دقیق‌تر این الگو کمک کند.

همچنین اگر تجربه‌های دردناک دوران کودکی، طردشدن، فقدان یا روابط آسیب‌زا همچنان بر روابط امروز شما تأثیر می‌گذارند، بررسی این تجربه‌ها در یک فضای درمانی امن می‌تواند مفید باشد.

برای بررسی ریشه‌های این الگو و انتخاب مسیر مناسب درمان، می‌توانید از متخصصان منزل آرام نوبت مشاوره دریافت کنید.

برای مشاهده متخصصان و دریافت مشاوره کلیک کنید

پرسش‌های متداول

نه لزوماً. تله رهاشدگی یکی از عواملی است که ممکن است بر انتخاب شریک و نحوه تجربه رابطه اثر بگذارد. شخصیت، دلبستگی، تجربیات قبلی، ارزش‌ها و شرایط رابطه نیز اهمیت دارند.

خیر. این دو مفهوم یکی نیستند، هرچند ممکن است با یکدیگر ارتباط داشته باشند.

بله. طرحواره‌ها الگوهای ثابت و تغییرناپذیر نیستند. روان‌درمانی، به‌ویژه رویکردهای طرحواره‌محور، می‌تواند به شناخت و اصلاح این الگوها کمک کند.

یکی از احتمالات این است که ذهن شما به روابط پرتنش یا غیرقابل‌پیش‌بینی عادت کرده باشد و آرامش را با بی‌هیجانی اشتباه بگیرد. البته این موضوع نیاز به بررسی فردی دارد و نمی‌توان بدون ارزیابی آن را به یک علت مشخص نسبت داد.

نه لزوماً. ابتدا باید بررسی کرد آیا رابطه واقعاً ناسالم است یا اینکه یک رابطه نسبتاً سالم، ترس‌ها و تجربه‌های گذشته فرد را فعال کرده است. در مواردی که خشونت، سوءاستفاده یا آسیب جدی وجود دارد، ارزیابی ایمنی و دریافت کمک تخصصی اهمیت ویژه‌ای دارد.

جمع‌بندی

گاهی مشکل فقط این نیست که «چه کسی را انتخاب کرده‌ایم»؛ بلکه مهم است بدانیم با چه الگویی وارد رابطه شده‌ایم و در رابطه چه چیزی را تکرار می‌کنیم.

تله رهاشدگی می‌تواند باعث شود فرد بیش از اندازه نسبت به فاصله و طرد حساس شود، به دنبال اطمینان مداوم باشد یا حتی جذب روابطی شود که بی‌ثباتی عاطفی در آنها وجود دارد.

اما شناخت این الگو به معنای محکوم بودن به تکرار آن نیست.

وقتی فرد یاد می‌گیرد تجربه‌های گذشته را از واقعیت رابطه امروز جدا کند، نیازهای هیجانی خود را بشناسد، مرزهای سالم ایجاد کند و نشانه‌های یک رابطه امن را بهتر تشخیص دهد، امکان انتخاب‌های آگاهانه‌تر و روابط سالم‌تر افزایش پیدا می‌کند.

قرار نیست گذشته، آینده عاطفی ما را به تنهایی تعیین کند. شناختن الگوها می‌تواند اولین قدم برای تغییر آنها باشد.

برای مشاهده متخصصان و دریافت مشاوره کلیک کنید


منابع

منابع خارجی

  1. Young, J. E., Klosko, J. S., & Weishaar, M. E. (2003). Schema Therapy: A Practitioner’s Guide. Guilford Press.
  2. Bowlby, J. (1980). Attachment and Loss: Volume III. Loss, Sadness and Depression. Basic Books.
  3. Hazan, C., & Shaver, P. (1987). Romantic love conceptualized as an attachment process. Journal of Personality and Social Psychology.
  4. Kover, A., Szollosi, A., Frecska, E., Bugan, A., & Egerhazi, A. (2024). The association between early maladaptive schemas and romantic relationship satisfaction. Frontiers in Psychology.
  5. Nejad, F. K., Mahmoudi, M., Hiebler, M., & Unterrainer, H. F. (2026). Attachment styles and defense mechanisms as predictors of marital satisfaction in Iranian couples. Frontiers in Psychology.

منابع پژوهشی ایرانی

  1. Ghahari, S., Davoodi, R., Yekehfallah, M., & Mazloumi Rad, M. (2018). Marital Conflict, Cognitive Emotion Regulation, Maladaptive Schema and Sexual Satisfaction in spouse abused and non-abused women in Iran. Asian Journal of Psychiatry.
  2. Heshmati, R., Zemestani, M., & Vujanovic, A. (2022). Associations of Childhood Maltreatment and Attachment Styles with Romantic Breakup Grief Severity: The Role of Emotional Suppression. Journal of Interpersonal Violence. این پژوهش روی دانشجویان ایرانی انجام شده و ارتباط تجربه‌های نامطلوب کودکی، سبک دلبستگی و سوگ پس از جدایی عاطفی را بررسی کرده است.
  3. پژوهش‌های انجام‌شده درباره طرحواره‌های ناسازگار اولیه و روابط زناشویی در ایران نیز بر اهمیت بررسی طرحواره‌ها در مشاوره پیش از ازدواج و زوج‌درمانی تأکید کرده‌اند.
  4. D’Rozario, A. B., & Pilkington, P. D. (2022). Parental separation or divorce and adulthood attachment: The mediating role of the Abandonment schema.
  5. PubMed⁠

هیئت تحریریه منزل آرام

دیدگاهتان را بنویسید